توانمندسازی در عمل: چگونه کارمندان خود را توانمند کنیم؟

توانمندسازی کارکنان

آیا به توانمند‌سازی کارکنان یا خود علاقه‌مندید؟ توانمند‌سازی کارکنان فرایندی است که طی آن به افراد اجازه می‌دهید فکر کنند، حرکت کنند، اقداماتی را داشته باشند و کنترل تصمیم‌گیری در زمینه کاری خود را به طور مستقل و خودجوش به عهده گیرند. توانمندسازی کارکنان به حالتی گفته می‌شود که فرد احساس کند می‌تواند سرنوشت خود را کنترل کرده و رقم بزند.

توانمندسازی کارکنان یعنی فرد احساس کند بر محیط کاری خود کنترل دارد و از جانب سازمان اجازه دارد تا در حوزه های کاری تحت مسئولیت خود تصمیم‌گیری کند.

وقتی به توانمندسازی کارکنان فکر می‌کنید، در نظر بگیرید که هیچ فردی نمی‌تواند این اقدام را به جای فرد دیگری انجام دهد. یکی از مشکلاتی که سازمان‌ها در حوزه توانمندسازی دارند این است که فکر می‌کنند یک نفر، معمولا مدیر، باید همه افراد را تحت نظارت خود قرار دهد.

در نتیجه،‌ کارمندان منتظر می‌مانند تا کسی این ویژگی را به آن‌ها اعطا کنند و از سوی دیگر مدیر هم متعجب است که چرا افراد این ویژگی را در رفتار خود بروز نمی‌دهند. این انتظار به نارضایت‌مندی کلی و نابجا در زمینه توانمند سازی در بسیاری از سازمان‌ها می انجامد.

 

در عوض، توانمندسازی کارکنان را باید فرایندی در نظر گرفت که در آن افراد خود را قادر سازند تا کنترل کار و عمل و تصمیم گیری خود را به طور مستقل در دست گیرند. توانمندسازی از طرف افراد اعمال می‌شود.

مسئولیت سازمان ایجاد محیطی است که توانایی و تمایل کارکنان به توانمند بودن را پرورش دهد.  سازمان مسئول رفع موانعی است که توانایی کارکنان را در توانمندسازی خود محدود می‌کنند.

به توانمندسازی کارکنان به عنوان یک فلسفه و استراتژی برای کارکنان فکر کنید که اگر عملی شود،‌ به سازمان سود می‌رساند. کارکنان توانمندی که در چارچوب استراتژی یک سازمان شامل ماموریت و اهداف عملیاتی کار کنند، بهره وری و اثربخشی کاری را افزایش می‌دهند.

کارمندان قادر خواهند بود کار خود را موثرتر و بهتر اجرا کنند، بدون اینکه احساس کنند باید منتظر دستورالعمل، اجازه و تصمیم کسی باشند. کارمندان در سازمان‌هایی که استقلال یک عمل هنجار محسوب شود، احساس مسئولیت بیشتری می‌کنند.

توانمندسازی کارکنان

توانمندسازی کارکنان به مورد زیر نیز اتلاق می‌شود:

مشارکت کارکنان و مدیریت مشارکتی نیز به معنی توانمند سازی استفاده می‌شود،‌ گرچه در واقعیت این مفاهیم را نمی‌توان به جای هم به کار برد و هر یک، ویژگی‌های مختلفی از یک محیط کاری موثر را توصیف می‌کنند.

مثال‌هایی در زمینه توانمندسازی کارکنان

در اینجا به نمونه‌هایی در خصوص توانمندسازی در عمل اشاره می‌کنیم.

  • یک مدیر منابع انسانی روند استخدام کارمندان جدید را هفته‌ها به تاخیر می‌انداخت، زیرا کارکنان به ظاهر توانمند، خود را ملزم کرده بودند که امضای او را برای تمامی اسناد استخدامی بگیرند. در نتیجه، تا وقتی که زمانی برای بررسی اسناد را پیدا نکرده بود،‌ اسناد همینطور روی میزش تلمبار می‌شدند. هنگامی که این تاخیر را به عنوان مانعی برای توانمندسازی کارکنان به او گوشزد کردند، وی با گفتن اینکه دیگر به امضای او جز در شرایط غیر عادی نیازی نیست،‌ از فرهنگ توانمندسازی حمایت کرد.
  • کارمندی توانمند سازی خود را در این دید که در مورد اهداف حرفه‌ای خود با رئیسش صحبت کند. او صادقانه به سرپرست خود گفت که اگر فرصت مورد نظر در شرکت فعلی در دسترسش نباشد، به سازمان دیگری خواهد پیوست.
  • شخص دیگری مسئولیت زندگی حرفه‌ای خود را با توانمند سازی در برنامه‌ریزی مسیر شغلی‌اش بدست گرفت، با مدیر خود ملاقات کرد تا برای رسیدن به برنامه خود از وی کمک بگیرد و برای تحقق طرح توسعه‌ای عملکردش هدف‌گذاری کند.
  • سبک مدیریت یک شرکت رای توانمندسازی شامل به اشتراک گذاری اهداف، چارچوب و انتظارات از هر یک از کارمندان و سپس  آزاد گذاشتن کارمندان توانمند شده در هدف‌گذاری، به انجام رساندن اهداف خود و تعیین نحوه اجرای وظایف خود بود.

توانمندسازی کارکنان یک سبک سازمانی و مدیریتی مطلوب است که کارکنان را قادر می‌سازد مستقل باشند و کنترل شغل و استفاده از مهارت‌ها و توانایی‌های خود را به نفع خود و سازمان بدست گیرند. توانمندسازی یکی از روش‌هایی است که به سازمان‌ها توصیه می‌شود.

منبع: The Balance

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *