سرمقاله: اهمیت نقش محیط کاری شرکت شما در بهره‌وری پرسنل!

محیط کاری ایده‌آل

جدای از خود کار و مشخصات شغل،‌ احساسی که افراد به محیط کار خود دارند، تاثیر شگرفی در بهره‌وری آن‌ها دارد. محیط کار، تمام آن چیزی است که با کار کارمند مرتبط است و روابط کاری، فرهنگ سازمانی، محیط فیزیکی و شرایط کاری را در بر می‌گیرد. محیط کاری، نکته‌ای کلیدی در جذب و نگهداری نیروی بااستعداد و کارآمد است. یک محیط کار سالم و پویا محیطی است که نیازهای فیزیکی، روحی و فکری کارکنان را تامین کند. حال، سوال این است که یک محیط کار ایده‌آل چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه می‌توان چنین محیطی را ایجاد کرد؟

‌‌‌

اولویت‌های نیروی انسانی، تعیین کننده محیط کاری ایده‌آل

هرکس ممکن است تعریفی از محیط کار ایده‌آل داشته باشد و هر کاری باید محیط کاری خاص خود را داشته باشد تا نیروهای انسانی مشغول در آنجا، کارسازتر باشند. می‌توان بحث کرد که ایده‌آل بودن محیط کار به اولویت‌های فرد بستگی دارد. مثلا برای کسی که با سحرخیزی مشکل دارد،‌ سازمانی که ساعات کاری انعطاف‌پذیر دارد،‌ ایده‌آل محسوب می‌شود و اینکه طراحی داخلی شرکت چگونه باید باشد یا روابط کاری بر اساس سلسه مراتب باشد یا نباشد در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد.

‌‌‌‌

فرهنگ سازمانی بر محیط فیزیکی و روابط کاری تاثیر مستقیم دارد

اما چگونه باید محیط کاری فراهم کرد که اولویت‌های افراد و بهره‌وری سازمانی را در کنار هم گرد آورده و پاسخگوی هر دو باشد؟ باید از اولویت های فرد شروع کرد یا سازمان؟ اولویت‌های متضاد را چگونه باید در نظر گرفت؟

اغلب کارشناسان منابع انسانی عقیده دارند که ایده‌آل شمرده شدن محیط کار، بر اساس میزان سازگاری هر چه بیشتر فرد با فرهنگ سازمانی تعیین می‌شود. دلیل این ادعا هم این نکته جالب است: فرهنگ سازمانی بر محیط فیزیکی و روابط کاری تاثیر مستقیمی دارد. با یک نگاه به نحوه چیدمان اثاثیه، نوع وسایل و ساختار فیزیکی محیط کار، می‌توان یک دید کلی از فرهنگ هر سازمانی پیدا کرد. برای مثال، وقتی به یک محیط کاری بدون دیوار وارد می‌شوید که در آن کارکنان و مدیران در کنار هم نشسته‌اند و فقط مدیر عامل و یا مدیران ارشد دفتر کار مخصوص دارند،‌ می‌توان حدس زد که فرهنگ این سازمان از بهبود ارتباطات بین فردی و کار گروهی کارمندان حمایت می‌کند و نسبت به شرکتی که بخش‌های کاری مختلف آن با انواع مختلف دیوار‌ها از هم جدا شده‌اند، سلسه مراتب ساده‌تری دارد.

فرهنگ سازمانی را فراموش نکنید!

هرچه یک فرد با فرهنگ سازمانی حاکم بر محیط کاری خود همسو‌تر باشد،‌ با راحتی بیشتری به کار و فعالیت می‌پردازد و بهره‌وری بیشتری نیز خواهد داشت. از طرفی سازمان‌ها نیز فرهنگ سازمانی خود را بر اساس اهداف، چشم‌انداز و فرآیندی که بیشترین سودآوری را دارد تعریف می‌کنند. بنابراین استخدام افراد همسو با فرهنگ سازمانی‌‌‌، تضمین می‌کند که اولویت‌های فرد و سازمان در یک جهت هستند. برای مثال دوستی دارم که اصلا از سیستم بدون دیوار سازمانی که در آن کار می‌کند راضی نیست، چرا که ترجیح می‌دهد محیط کارش رسمی باشد و مرز رئیس و مرئوس در محیط کارش کاملا مشخص باشد؛ فرد دیگری در همان سازمان،‌ این مساله را یکی از نکات مثبت محیط کاری خود به حساب می‌آورد و در فرهنگ سازمانی غیر رسمی بهره‌وری بیشتری دارد.

محیط کاری ایده‌آل

مراقب باشید فرهنگ سازمانی با خرده فرهنگ‌ها در تعارض نباشند

معمولا در سازمانی که فرهنگ سازمانی غالبی دارد،‌ افراد سازگار با این فرهنگ در سازمان باقی می‌مانند و افراد ناسازگار یا از ابتدا جذب نمی‌شوند، یا خود را تطبیق می‌دهند و یا سازمان را ترک می‌کنند. این یکپارچگی در سیاست‌های سازمان، روابط همکاران و هدف‌گذاری‌ها هم نمود پیدا می‌کند. پیچیدگی کار متعلق به سازمان‌هایی است که در آنجا، فرهنگ سازمانی رسمی با خرده فرهنگ‌های سازمان در تعارض هستند. در چنین سازمان‌هایی، کارمندان با نوعی دوگانگی مواجه می‌شوند و در تشخیص ارزش‌ها و اصول سازمان دچار مشکل می‌شوند. نه تنها بهره‌وری، بلکه رضایت شغلی نیز در این نوع سازمان‌ها بهینه نیست.

‌‌

پس، چطور می‌توان محیط کاری ایده‌آلی داشت؟

همه می‌دانند که تغییر فرهنگ سازمانی از سخت‌ترین مباحث منابع انسانی است و اگر بخواهیم برای به وجود آوردن محیط کاری ایده‌آل از فرهنگ سازمانی شروع کنیم، راهی طولانی و پیچیده پیش رو خواهم داشت. با این حال، این همان راهی است که بسیاری از سازمان‌ها از آن فرار می‌کنند و با تغییرات ساده‌تر، سعی می‌کنند تاجی کاغذی برای ایده‌آل نشان دادن محیط کاری خود بسازند یا با پرداخت حقوق بالاتر از سطح بازار، کارمندان را نمک‌گیر کنند.

ساختن یک محیط کاری ایده‌آل با تغییر فرهنگ سازمانی،‌ از بررسی ارزش‌های سازمان شروع می‌شود. این ارزش‌ها باید در تمامی ارتباطات سازمانی نهادینه شده و در ساختار سازمان درنظر گرفته شود. سیستم تشویق و پاداش سازمان باید در حمایت و در جهت نهادینه کردن تغییرات سازمانی باشد و این فرهنگ جدید باید در تمام سیستم‌های کاری مشهود باشد.

‌‌

نکته آخر را فراموش نکنید

دقت داشته باشید که ذات فرهنگ سازمانی یک تعریف خنثی از مجموعه ارزش‌ها، سیاست‌ها و روابط حاکم در یک سازمان است. ما در اینجا به این نمی‌پردازیم که کدام فرهنگ سازمانی درست یا غلط است. تنها منظور این است که وقتی فرهنگ غالب سازمان با خرده فرهنگ‌ها در یک راستا باشند و کارمندان با این فرهنگ سازگار باشند، احتمال اینکه اولویت‌های فرد با سازمان در یک راستا باشد، بیشتر است. در چنین ساختاری درک فرد از ارزش‌های سازمانی روشن است و اگر با فرهنگ سازمانی سازگار باشد،‌ توصیف مثبتی از محیط کار خود خواهد داشت. اگر سطح قابل قبولی از شرایط فیزیکی محیط کار و حقوق و دستمزد نیز به این معادله اضافه شود،‌ تعریف سازمان و کارمند از محیط کار ایده‌آل به هم نزدیک می‌شود.

 

محیط کاری شرکت شما چه میزان برای کارمندانتان مطلوب است؟ اگر محیط کاری مناسبی ایجاد نکرده‌اید، رویای داشتن نیروهای انسانی با بهره‌وری بالا، و البته رشد و پیشرفت شرکت‌تان را فراموش کنید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *