سرمقاله: فروریختن فرهنگ همیاری، فاجعه‌ای مهمتر از پلاسکو

سرمقاله: فروریختن فرهنگ همیاری، فاجعه‌ای مهمتر از پلاسکو

حادثه ساختمان پلاسکو شاید اولین اتفاق تلخی نیست که در ایران رخ می‌دهد، اما در روزهای اخیر یکی از غم‌انگیزترین آنان است که در پایتخت ایران، مردم را در میان تمام مشکلات روزمره با غم و اندوه روبرو کرده است. هنوز هم آتش‌نشانان تلاش می‌کنند تا جنازه‌ی همکاران و هم میهنان خود را در زیر انبوهی از خاک و آهن پیدا نمایند. اما شاید این تلاش‌ها با حسرتی در نگاه آنان رو به پیشرفت است؛ کاش این اتفاق نمی‌افتاد! آیا می‌شد جلوی این اتفاق را گرفت؟! قطعا نه کاملا، اما شاید با کمی درایت میزان خسارات وارده کاهش می‌یافت.

اگر بتوانیم فرو ریختن قدیمی‌ترین ساختمان ۱۵ طبقه تجاری در تهران را کنار بگذاریم، هرگز نمی‌توان از رفتار تعجب برانگیز مردمی که در آن منطقه حضور داشتند چشم‌پوشی کرد. مردم موبایل به دستی که تنها به دنبال ثبت لحظات دلخراش هستند که چیزی جز نمک پاشیدن به زخم خانواده‌های داغ دیده نخواهد بود. خانواده‌هایی که با ازدحام این افراد موبایل به دست، بیشتر هم خواهند شد. در حالی که در همین لحظات عده‌ای به سمت پایگاه‌های اهدای خون رفتند تا در نوع خود بتوانند کمکی به حادثه‌ دیدگان بکنند، اما این فرهنگ غلط و البته تاسف بار ثبت وقایع با تلفن همراه در لحظه وقوع حادثه، که بارها هم شاهد آن بوده‌ایم، دست کمی از فرو ریختن عمودی ساختمان پلاسکو ندارد، به نوعی این رفتار فرو ریختن فرهنگ همیاریست! فرهنگی که نه تنها به آسیب دیدگان کمکی نمی‌کند، بلکه مانعی برای افرادی است که در حرفه‌ی خود موظف به نجات جان انسان‌ها هستند.

سرمقاله: فروریختن فرهنگ همیاری، فاجعه‌ای مهمتر از پلاسکو

دقایقی پس از شنیدن خبر این حادثه، اولین چیزی که به سراغ ذهن هر انسانی می‌آید، تنها یک سوال هراس برانگیز است؛ پلاسکو تنها یک ساختمان بود که تبدیل به فاجعه‌ای تلخ شد، اگر اتفاق ناگوار دیگری مانند بلایای طبیعی در تهران رخ دهد چه چیز در انتظارمان خواهد بود؟ این سوال تنها چیزی است که می‌تواند برای مدتی ترس را جایگزین غم در وجودمان کند. نقش این افراد آن موقع چه خواهد بود؟ در آن شرایط هم موبایل به دست از ساختمان‌های فرو ریخته و آسیب‌دیدگان فیلم گرفته و برای شبکه‌های داخلی و خارجی ارسال خواهیم کرد! چه غم انگیز خواهد بود!

چطور باید از بروز چنین رفتارهایی جلوگیری کنیم؟ به طور حتم آموزش یکی از اصلی‌ترین راه‌هایی است که زیاد هم مورد اقبال ایرانیان نیست. راهی که با استمرار آن می‌توان فرهنگ مناسبی را ایجاد کرد. ۶۰۰ مغازه، کارگاه و انبار تنها در یک ساختان قدیمی مشغول فعالیت بودند. صاحبانی که شاید خیلی وقت پیش فراموش کرده بودند که عمر ساختمان پلاسکو پس از گذشت ۵۰ سال رو به اتمام است، شاید دغدغه‌های روزمره این افراد را مجبور کرده بود که تنها به فکر کارهای روزانه خود باشند، حتی شاید در گوشه‌ای از ذهن برخی از آنان نیز نگرانی‌هایی در این مورد وجود داشت. اما چه سود! چراکه در اکثر مواقع درست پس از رخ‌ دادن اتفاقی است که تازه به فکر چاره می‌افتیم.  این در حالی است که با کمی هزینه قطعا می‌توان هر ساله آموزش‌هایی را به افراد داد تا در چنین لحظات حساسی عکس‌العمل یا رفتارهایی داشته باشند که از بروز خسارت‌های مالی و مهم‌تر از آن جانی جلوگیری شود.

یک لحظه فرض کنید که این اتفاق برای محل کار شما رخ دهد. چه تعداد از کارمندان شرکت‌ شما با رفتارهای پیشگیرانه آشنا هستند؟! فکر می‌کنید چه میزان از همکاران شما جان سالم بدر خواهند برد. شاید تنها دعا می‌کنید که این اتفاقات رخ ندهند یا حداقل در ساعات غیر اداری رخ دهد. اگر این طور باشد، شما یک آدم کاملا خوش بین هستید و متاسفانه چنین انتظاری بی‌ثمر است. یک درصد فکر کنید که بخت با شما یار نباشد! کارمندان آتش‌نشانی هم که هر روز خود را برای روبرو شدن با چنین حوادثی آماده می‌کنند این چنین خوش بین نیستند و با دانستن خطرهایی که تهدیدشان می‌کند، در کنار مهارت‌های آموزش دیده، عاشقانه به تلاش برای نجات جان تنها یک انسان ادامه می‌دهند، اما در نهایت ممکن است با حادثه ساختمان پلاسکو مواجه شوند. پس از خودمان چه انتظاری داریم؟ آیا می‌توان به راحتی چنین آموزش‌های ضروری برای مواجه با خطرها غیر مترقبه را نادیده گرفت؟ چه چیز مهم‌تر از جان سرمایه‌های انسانی در یک شرکت، یک شهر و حتی یک کشور است که به راحتی از این نوع آموزش‌ها می‌گذریم؟!

سرمقاله: فروریختن فرهنگ همیاری، فاجعه‌ای مهمتر از پلاسکو

اگر در سطح ملی به این آموزش‌ها پرداخته نمی‌شود، آیا نمی‌توان هر شرکت با کمی آینده‌نگری به پرسنل خود آموزش‌های لازم را یاد دهد، یا این چنین آموزش‌هایی جز وظایف و اختیارات شرکت‌ها برای حمایت از سرمایه‌های انسانی خود نمی‌باشد! یا شاید آموزش فقط مخصوص دوره‌ تحصیل است و بعد از آن فقط از پرسنلی که استخدام می‌کنیم باید انتظار یک شخص همه فن حریف را داشته باشیم!

تنها می‌توانیم بگوییم فرو ریختن ساختمان پلاسکو آخرین اتفاق دلخراشی نیست که در ایران رخ می‌دهد. چه بسا بدترین آن هم نخواهد بود! اما در هر جایگاهی که باشیم چه شهروند، چه مغازه‌دار، چه پرسنل یک شرکت،‌ چه مدیر یا مسئول باید ابتدا خودمان آموزش‌های لازم برای مواجه با این دست از حوادث را ببینیم و تا جایی که امکان دارد به دیگران هم آموزش دهیم تا اگر برای جلوگیری از وقوع آن نمی‌توانیم کاری انجام دهیم،‌ لااقل به افزایش خسارت‌های ناشی از آن کمک نکنیم. شعار «اول ایمنی، بعد کار» تنها برای یک کارگر ساده در بالای ساختمانی نیمه تمام نیست، تا در صورت رعایت نکرد نکات ایمنی بتوانیم از حقوق آن کسر کنیم. بلکه برای همه انسان‌هایی است که در طول شبانه روز خطرهایی آنها را تهدید می‌کنند و آنها با کمی خوشبینی باور دارند که این خطرها تنها برای دیگران اتفاق خواهد افتاد. شما چقدر با این نکات ایمنی برای مواجه با حوادث غیرمترقبه در زندگی خود آشنا هستید؟!

امیدواریم با کمی درایت و آینده‌نگری، پس از اتمام اظهار تاسف برای مسئولین، افراد موبایل به دست و ساختمان پلاسکو و این وضعیت، آستین‌ها را بالا بزنیم و با فراگیری آموزش‌های لازم از فرو ریختن فرهنگ همیاری جلوگیری کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *