شیوه مدیریتی خود را به روز کنید

شیوه مدیریت

آیا می‌دانستید که شیوه‌های مختلف مدیریت و رهبری وجود دارد که شما را در رسیدن به اهداف کاریتان یاری می‌کنند؟ شیوه مدیریت ، رویه‌‌ای است که شما در رویکرد خود برای نقش رهبری و مدیریتی خود و در رابطه با کارمندانی که سرپرستی می‌کنید، به کار می‌گیرید.

شیوه مدیریت شما بستگی به عوامل موقعیتی متخلف دارد که در ادامه به آن می‌پردازیم:

  • وضعیتی که مدیریت می‌کنید،
  • تجربه و سابقه کار کارکنانی که با شما کار می‌کنند،
  • سطح اعتماد شما به کارکنان،
  • ارتباط شما با کارمندی که مسئول کار است،
  • شیوه‌های قبلی به کار رفته توسط بخش یا سازمانی که در آن کار می کنید،
  • فرهنگ غالب سازمان شما و اینکه آیا شما با آن تناسب فرهنگی دارید یا خیر،
  • سیاست‌های برخورد با کارکنان و روش‌های منتشر شده توسط بخش منابع انسانی و
  • تجربه شما و میزان راحتی در استفاده از شیوه‌های مختلف مدیریت در پروژه‌های مختلف و در موقعیت‌های متفاوت.

شیوه مدیریت شما بازتابی از فلسفه‌های شخصی شما را در مورد مدیریت افراد بیان می‌کند. همچنین، ارزش‌ها و اعتقادات شما را نشان می‌دهد. شیوه مدیریت شما نشان دهنده تفکر شما در مورد مردم و سطح اعتماد شما به کارکنان است.

انواع شیوه های مدیریت

یک مدیر کارآمد شیوه‌های مدیریتی متنوعی دارد که با توجه به وضعیت‌های مختلف، از آنها استفاده می‌کند. این شیوه‌ها، بر اساس میزان به‌کارگیری کارکنان در تصمیم‌‌گیری‌های شرکت تعیین و مورد استفاده قرار می‌گیرند. در حقیقت، شیوه‌های مدیریت انعکاسی از رابطه بین مدیر با کارکنانش است. شیوه‌های مدیریتی به شما کمک خواهد کرد که تفاوت بین روش‌های مدیریت موجود را ببینید.

آر. تاننباوم به همراه دابلیو. اشمیت (1958) و سدلر (1970) یک زنجیره برای مشارکت مدیر و کارکنان ارائه کرده‌اند که براساس افزایش نقش محوری کارکنان و کاهش نقش مدیران در فرایند تصمیم گیری طراحی شده است. این زنجیره شامل روش‌های مدیریتی زیر است:

۱. گفتن

این سبک به شیوه مدیریت استبدادی نیز شناخته شده است و مدیریت بالا به پایین را نشان می‌دهد. تصمیم‌گیری دیکتاتوری با مشارکت کمی از جانب کارمندان صورت می‌گیرد. سبک گفتن، برای ارتباط با کارکنان در سازمان‌های سنتی و سلسله مراتبی به کار می‌رود.

در سبک گفتن، مدیر تصمیم می‌گیرد و تصمیم خود را به اطلاع کارکنان می‌رساند. در مورد مسائل ایمنی، مقررات دولتی و تصمیم گیری‌هایی که نیاز به مشارکت کارمندان ندارد،‌ شیوه گفتن در برخی موارد روش خوبی است. در اطلاع‎‌رسانی به کارکنان بی‌تجربه نیز می‌توان از سبک گفتن استفاده کرد.

روش گفتن در محیط کاری پویا و در حال تغییر امروزی کمتر استفاده می‌شود. فناوری، در دسترس بودن اطلاعات در سازمان و تعادل قدرت باعث شده است تا مدیریت تصمیم‌گیری سلسله مراتبی موجود در سازمان‌ها، تغییر کند. حتی در ساختارهای تولیدی و صنعتی که مهد مدیریت به سبک گفتن بود نیز، حالا کارکنان استقلال و مشارکت بیشتری در تصمیم گیری پیدا کرده اند.

۲. فروختن

در مدیریت به شیوه فروختن، مدیر تصمیم می‌گیرد و پس از آن تلاش می‌کند کارکنان را متقاعد کند که این تصمیم درست است. مدیر با فروش جنبه‌های مثبت تصمیم خود، تلاش می‌کند تا تعهد کارکنان را به دست آورد. در طول روند فروش تصمیم، ممکن است مدیر اجازه دهد تا کارکنان جزئیات تصمیمش را تغییر دهند.

کارمندان می‌توانند در چگونگی اجرای تصمیم تاثیر بگذارند. چه کسی، چه موقع و چگونه پروژه و یا روند کار را جلو ببرد،‌ جزئیاتی است که کارکنان ممکن است بر آن اثر بگذارند. شیوه مدیریت فروش وقتی استفاده می‌شود که تعهد و پشتیبانی کارکنان مورد نیاز است، اما جایی برای مشارکت کارمندان در تصمیم‌گیری وجود ندارد.

این روش در سازمان های مدرن کمتر به‌کار می‌رود. روشهای گفتن و فروختن بیشتر مختص ساازمان هایی هستند که در تفکر قدیمی فرو رفته و یا مدیران آن، برای مدیریت مدرن آموزش ندیده اند.

این شیوه هم به عنوان یک شیوه مدیریتی، اگر در شرایط مناسب استفاده شود، می‌تواند مفید باشد. در صورت استفاده بیش از حد، اغلب کارکنان احساس می‌کنند که بازی داده شده‌اند و توانمندسازی آنها خدشه‌دار می‌شود.

۳.شیوه مدیریت مشورت کردن

در شیوه مدیریتی مشورت کردن، مدیر از مشارکت کارمند در تصمیم‌گیری استفاده می‌کند، ولی تصمیم نهایی را خودش می‌گیرد. کلید موفقیت شیوه مدیریت مشورتی این است که از اول به اطلاع کارکنان برسانید که مشارکت آنها لازم است، ولی تصمیم نهایی را مدیر می‌گیرد.

اگر کارمندان را درگیر کنید، اما از اطلاعات و مشارکت وی در تصمیم استفاده نشود،‌ آنها احساس بی‌ارزش بودن، خواهند داشت. اگر دلایل تصمیم شما مشخص نباشد،‌ این مدل مدیریتی به بیشترین نارضایتی منجر می‌شود. برای موفقیت این روش،‌ مدیر باید توضیح دهد که چرا از بازخورد کارمندان استفاده نشده است. ممکن است کارکنان با اقداماتی که مدیر برای تصمیم‌گیری انجام داده موافق نباشند،‌ ولی اگر بدانند که نظر آنها با دقت بررسی شده است، با این مساله کنار خواهند آمد.

اگر مدیر تصمیم خود را به خوبی بفروشد، کارکنان در نهایت ممکن است از تصمیم او حمایت کنند. اما چیزی که از آن نمی‌گذرند، احساس نادیده گرفته شدن بازخوردشان است. در اینصورت بدبین می‌شوند و دفعه بعد که مدیر نیاز به مشاوره و نظر آنها پیدا کند،‌ تمایلی به ارائه بازخورد نخواهند داشت.

۴. شیوه مدیریت مشارکتی

در شیوه مدیریت مشارکتی،  مدیر از کارمندان دعوت می‌کند، در تصمیم گیری به او بپیوندید. مدیر سهم خود و کارمند را در فرایند تصمیم گیری برابر می‌داند. همه دور یک میز نشسته و تمامی نظرها در تصمیم گیری مهم است.

شیوه مدیریت مشارکتی زمانی موثر است که مدیر واقعا قصد داشته باشد، توافق و تعهد کارمندان در مورد یک تصمیم را جلب کند. مدیر باید نفوذ خود را به اندازه نفوذ کارکنان دیگر که نظر تخصصی خود را ارائه می‌کنند، در نظر بگیرد. شیوه مدیریت مشارکتی وقتی موثر است که مدیر تمایل در به اشتراک گذاشتن قدرت داشته باشد.

هنگام استفاده از شیوه مدیریت مشارکتی، باید از جنبه های مثبت این سبک آگاه باشید و به همان اندازه مهم است که نکات منفی آن را نیز بدانید. نکته مثبت این روش این است که مشارکت و تعهد کارکنان در انتخاب شیوه عمل بالاست. نیازی نیست که مدیر تصمیم را بفروشد یا با دستور پیش ببرد. نکته منفی این است که توافق برای تصمیم نهایی زمان زیادی خواهد برد. کارمندان درگیر تعارض می‌شوند و ممکن است برای مدیریت چنین حالتی تجربه، آموزش و یا آمادگی فرهنگی لازم را نداشته باشند. هدف یا پیشبرد اجرایی کمتری در این روش حاصل می‌شود.

‌‌

بله، توصیه ما شیوه مدیریت مشارکتی است ولی از پیامدهای مثبت و منفی واقعی این سبک آگاه باشید. برای استفاده از مدل مدیریت مشارکتی،‌ موارد زیرا را نیز اضافه می‌کنیم:

  • تفویض اختیار: در شیوه مدیریت با تفویض اختیار، تصمیم‌گیری به کارکنان محول می‌شود. کلید موفقیت به اشتراک گذاشتن یک مسیر اصلی و زمان‌های معینی است که با کارمندان به تبادل بازخورد خواهید پرداخت.
  • مسیر اصلی باید در آغاز پروژه مشخص شود، طوری که کارمند احساس نکنند شما قصد خرده گیری یا اعمال شیوه مدیریت جزی‌نگر را دارید‌.
  • همیشه روند بازخورد و جدول زمانی بازخورد را در فرآیند کار در نظر بگیرید. همچنین برای موفقیت باید از نتیجه مطلوب مورد انتظارتان،‌ تصویری ارائه کنید.
  • انصاف نیست که کارمندی را که احساس می‌کند توانمند است، گول بزنید. چرا که شما را نمی‌بخشد و دیگر مسئولیت مدیریت پروژه‌های بعدی را به عهده نخواهد گرفت. کلید اصل در این شیوه مدیریتی، تفویض اختیار است.

شیوه مدیریت شما باید وضعیتی که مدیریت می‌کنید را منعکس کند. باید ارزش‌های شخصی شما در خصوص ارتباط با زیردستانتان را نشان دهد. با بهبود شیوه مدیریت خود، می‌توانید بهتر تصمیم گیری کنید و محیط کاری موفق‌تری بسازید.

منبع: The Balance

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *