۵ دلیلی که کارمندان از منابع انسانی متنفرند

۵ دلیلی که کارمندان از منابع انسانی متنفرند

مدیران منابع انسانی می‌توانند از گله‌‌های کارمندان چه چیزهایی یاد بگیرند؟

کارمندان به دلایل متعددی از منابع انسانی متنفرند، که برخی از آن‌ها دلایلی منطقی و برآمده از تجربه‌های ناخوشایند هستند و برخی ناشی از عدم وجود دانش کافی از نقش منابع انسانی در محل کار.

اگر کارمندان دید بدی نسبت به مسئولین منابع انسانی پیدا کنند، فارغ از اینکه دلیل این دیدگاه منفی چه باشد، تغییر این دید و برگرداندن اعتماد و وفاداری کارمندان کار ساده‎ای نیست. حتی زمانی که کارمندی به شرکتی برود که مسئولین نیروی انسانی در آن به صورت رقابتی عمل می‌کنند، به کارمندان‌شان اهمیت می‌دهند و از آن‌ها دفاع می‌کنند، حتی یک پیش زمینه منفی از منابع انسانی نیز می‌تواند بر دیدگاه و برخورد او تاثیرگذار باشد.

بعد از سالها مطالعه و گوش کردن به سخن خوانندگان می‌توان نتیجه گرفت که بخش منابع انسانی در بسیاری از شرکت‌ها واقعا بد و ضعیف عمل می‌کند. اما بسیاری از منابع انسانی‌ها نیز عالی هستند و بسیار خوب عمل می‌کنند. با این حال، نکاتی وجود دارد که تا مسئولین منابع انسانی بتوانند کارمندان بیش از حد عصبانی را شناسایی کنند.

پنج مورد از دلایلی که از خوانندگان، مدیران و کارمندان بخش نیروی انسانی جمع آوری شده است را در زیر می‌خوانیم. تمامی افرادی که از سخنان‌شان در زیر استفاده شده است، در مصاحبه خود تمایل به ذکر حداقل دو یا سه مورد منفی برای گله کردن از مسئول منابع انسانی شرکت‌شان داشتند.

۱. کارکنان منابع انسانی بی‌کفایت هستند

کارمندان نزد منابع انسانی می‌روند و متوجه می‌شوند که افرادی آموزش ندیده و بدون تحصیلات و با تجربه بسیار کمی در این زمینه، در بخش متخصصین منابع انسانی مشغول به کار هستند. یک گلایه معمول این است که پرسنل منابع انسانی از حوزه حسابداری تا دیگر بخش‌ها دقیقا نمی‌دانند که چه کاری باید انجام دهند و مشغول به چه کاری هستند.

در این خصوص دنیس می‌گوید:‌

«مساله این است که تو ناگهان شروع به تنفر از منابع انسانی نمی‌کنی. من هنگامی که همه چیز به خوبی پیش می‌رفت قدر منابع‌انسانی را ندانستم؛ تا اینکه با یکی از افراد منابع‌انسانی که واقعا افتضاح بود ملاقات کردم. در محل کار سابقم مسئول منابع‌انسانی واقعا بی‌کفایت بود. روحیه او بسیار ضعیف بود و قدرت مدیریتش از آن هم بدتر بود. به جای پیدا کردن دلایل اصلی مشکلات و مطرح کردن راه حل‌های مناسب برای آن‌ها پیشنهاد او فرستادن ایمیل‌های عذرخواهی و در واقع پاک کردن صورت مساله بود. او به تنهایی موفق شد دیدگاه من به منابع‌انسانی را به کلی تغییر دهد و در واقع آن را خراب کند. اگر بار دیگر به عنوان یک کارمند وارد شرکتی شوم هرگز اهمیت نقش یک مسئول منابع‌انسانی خوب را دست کم نمی‌گیرم.»

۲. مسئولین منابع انسانی صادقانه عمل نمی‌کنند

کارمندان گلایه می‌کنند که چرا مسئولین منابع انسانی صادق نیستند. آن‌ها درمورد اینکه چگونه به وضعیت یک کارمند رسیدگی کرده‌اند، حقیقت را نمی‌گویند. آن‌ها داستان مربوط به کارمندان را در حضور مدیریت و در دادگاه‌ها آنگونه که هست بیان نمی‌کنند. بسیاری از کارمندان باور دارند که مسئولین نیروی انسانی قابل اعتماد نیستند، چرا که برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی خود در رسیدگی به مشکلات دروغ می‌گویند.

به طور مثال فردی که در حال حاضر بی کار است گفت:‌

«در یک مشاجره کاری شما ملزم به رعایت قوانین دولتی مانند حقوق بشر و غیره هستید. بر طبق این قوانین شما باید مشکلات موجود را به منابع‌انسانی گزارش کنید؛ اما شما تنها به این دلیل این کار را می‌کنید که بدانید آیا منابع‌انسانی به سازمان‌های دولتی مربوطه، حقیقت را در مورد گزارش شما خواهند گفت یا نه.»

«همه مدارک را به صورت مستند حفظ کنید چرا که منابع‌انسانی، که در هنگام بروز مشکل با شما همدردی می‌کنند و وانمود می‌کنند که می‌خواهند به شما کمک کنند، بعدا اظهار خواهند کرد که اصلا از مشکل پیش آمده خبر نداشتند. اگر مدارک را حفظ کنید کپی ایمیل‌هایی که نشان می‌دهد منابع‌انسانی در جریان مشکلات بوده را دارید.»

۵ دلیلی که کارمندان از منابع انسانی متنفرند

۳. منابع انسانی تنها به منافع مدیران و شرکت توجه می‌کنند

منابع انسانی فقط به منفعت مدیر و سود کلی شرکت اهمیت می‌دهد. در تمام شکایات کارمندان از منابع انسانی، منابع انسانی بیشتر اوقات از مدیر طرفداری می‌کند. حتی اگر شما شاهدان زیادی داشته باشید یا کارمندان بسیار دیگری در مورد همان مساله شکایت داشته باشند، منابع انسانی به نفع شرکت و مدیر موضع‌گیری خواهد کرد.

علاوه بر این منابع انسانی برای محافظت از شرکت در برابر به وجود آمدن پرونده‌های حقوقی، شکایات مروبط به کارمندان را پنهان می‌کند.

تام اینطور شکایت خود را بیان کرد:

«این را بدانید. مهمترین هدف از وجود منابع‌انسانی در هر شرکتی محافظت از منافع و سود شرکت است. اگر منابع‌انسانی به منافع شما نیز اهمیت می‌دهد احتمال این وجود دارد که منافع شما با منافع شرکت همسو باشند. اگر به جداول سازمانی شرکت دسترسی دارید آن‌ها را در نظر داشته باشید تا بدانید که مدیران منابع‌انسانی به چه کسانی گزارش می‌دهند. معمولا این افراد مشاورین عمومی هستند که آن‌ها با عنوان «وکیل» نیز می‌شناسیم.»

آنا به عنوان یک مسئول منابع انسانی ذکر کرد:‌

«من سی سال در قسمت منابع‌انسانی کار کرده‌ام. منابع‌انسانی به اندازه مدیریت در یک شرکت اهمیت دارد. ما انسان‌های بد نیز داریم. مسئولین بانک بد، دکترهای بد و غیره. همچنین افراد خوب نیز وجود دارند. مانند دکترهای خوب و مسئولین منابع‌انسانی خوب. و بله ما برای مدیریت کار می‌کنیم. و اگر توجه داشته باشید شما نیز همین کار را انجام می‌دهید. اگر همه ما به آن سمت برویم که مدیران را تبدیل به بهترین چیزی کنیم که می‌توانند باشند، همگی از مزایای کار بهره‌مند خواهیم شد. این بدان معناست که بدانیم برای بهبود عملکرد و روابطمان در محیط کار چه وظایفی داریم. موفقیت ما در کار بستگی به تقسیم مسئولیت‌های ما دارد. اگر برای یک بازی دو طرف برد بازی کنیم، این بازی برای همگان دلپذیرتر می‌شود و نتیجه مثبتی به دنبال خواهد داشت. کاش وقت بیشتری برای نوشتن داشتم اما باید به مشکل کارمندانی که بر سر جای قرار گرفتن ظرف شکلات بحث می‌کنند رسیدگی کنم!»

‌‌

۴. منابع انسانی هدفمند و عادلانه عمل نمی‌کنند

کارمندان می‌پندارند که منابع انسانی منصف و بی‌طرف نیستند. هدف آن‌ها برای نگه‌ داشتن شغل‌شان، کسب درآمد بیشتر و ترفیع رتبه‎های پی در پی باعث می‌شود که متوجه مشکلات و نقطه نظرات کارمندان نشوند.

همچنین منابع انسانی تمایل دارد تا بدون توجه به مدارک موجود در یک موقعیت از مدیریت و منافع آن‌ها حمایت کند. آن‌ها تنها شکایات مربوط به یک کارمند دیگر را درست و منطقی می‌پندارند و به بیشتر شکایات بخاطر نقل قول از دیگران رسیدگی نخواهد شد و مشکلات حل نمی‌شوند.

سندی  می‌گوید:

«نقش منابع‌انسانی به اندازه مدیریت در یک شرکت اهمیت دارد. متاسفانه در بیشتر مواقع منابع‌انسانی نقش پیام رسان را بر عهده دارد. بیشتر کاری که ما انجام می‌دهیم به صورت محرمانه انجام می‌شود. عوام تنها تغییرات سیاست‌ها و قوانین را در ظاهر می‌بینند و در نتیجه به دنبال کسی می‌گردند تا او را سرزنش کنند؛ و منابع‌انسانی بهترین گزینه است.»

 

۵. منابع انسانی بیش از حد در سیاست‌های شرکت مداخله می‌کند

بسیاری از کارمندان، پرسنل منابع انسانی را اینگونه می‌بینند که سعی دارند وظایف آن‌ها را طوری نشان دهند که لطف به نظر برسد. آن‌ها سیاست حل مشکلات کارمندان را وابسته به موقعیت و عنوان شغلی آن‌ها می‌دانند.

از آنجایی که منابع انسانی در نهایت موفق به ایجاد ارزش نمی‌شوند و یا نمی‌توانند نشان دهند که این کار را انجام می‌دهند، کارمندان کار آن‌ها را مفید نمی‌دانند. از نظر آن‌ها چون پرسنل منابع انسانی ارزشی ایجاد نمی‌کنند، کار آن‌ها فقط نزدیک شدن به مدیران و خودشیرینی کردن است.

یک نمونه از نظرات رایج خوانندگان این وب‌سایت، آن است که افراد باید پیش از پیوستن به منابع انسانی ثابت کنند چنین نقشی در سازمان حیاتی است.

بیل نیز اینطور بیان کرد:

«واقعا چرا یک فرد به اصطلاح «با استعداد»، باید مایل به تلف کردن حرفه‌اش در منابع‌انسانی باشد که تمام وقتش را با قوانین دولتی و مشکلات روزمره کارمندان بگذراند؟ نه! به نظر من یک فرد با استعداد واقعی می‌خواهد که شکوفا شود، و منابع‌انسانی جایی نیست که این اتفاق در آن بیوفتد.

زمانی که سازمان در حال تلاش برای بقا است، منابع‌انسانی در یک دنیای دیگر سیر می‌کند! سر و کله زدن با مدیران منابع‌انسانی مثل صحبت کردن با غارنشینان است. این بار که از منابع‌انسانی نا امید شدید، خدا را شکر کنید که آنقدر باهوش و بلندپرواز هستید که آنجا کار نمی‌کنید!»

این عوامل نقش مهمی در شکل‌گیری دیدگاه کارمندان شرکت شما نسبت به منابع انسانی ایفا می‌کنند. برای داشتن یک سازمان موفق که بهترین کارمندان را برای خدمت کردن به مشتریان در اختیار دارد، این ۵ مورد بسیار خطرناک هستند. بهتر است تلاش کنید تا جایی که امکان دارد از بوجود آمدن این شرایط در شرکت خود جلوگیری کنید.

منبع: The Balance

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *